عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )
21
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) بخش اول در خلافت و وزارت ( 2 ) در خلافت خليفه يعنى جانشين ، و أبو بكر را از اين جهت خليفه خطاب كردند ؛ زيرا اول كسى است كه بر جاى پيغمبر ( ص ) نشست . خليفه را امام نيز مىناميدند ؛ چون امامت و خطبه در زمان پيغمبر ( ص ) و خلفاى راشدين با هم همراه بود و كسى ديگر ، جز به نيابت امام بدان امر قيام نمىكرد ، همچون حاكم و قاضى كه از سوى پيغمبر ( ص ) يا خليفه تعيين مىشد . خليفه را امير المؤمنين نيز مىناميدند ؛ چون ولايت عظمى داشت و بالاتر از او ، يا همشأن او در مقامش نبود . ( 3 ) از خلفاى سهگانه ، نخستين كسى كه لقب امير المؤمنين يافت ، عمر است . « 1 » نخست او را خليفهء خليفهء رسول الله مىناميدند و اين ثقيل بود تا آنكه ابو موسى اشعرى در نامهنگارى ، و عدى بن حاتم يا مغيرة بن شعبه يا عمرو عاص در بين صحبت عمر را امير المؤمنين خطاب كردند و اين لقب مورد پسند و تأييد مردم قرار گرفت . پيغمبر ( ص ) در زمان خود ، عبد الله بن جحش را به رياست سريهاى گماشته و لقب امير المؤمنين داده بود . سيوطى گويد : أبو بكر لشكر اسامه را [ بعد از تأخير بر اثر رحلت پيغمبر ( ص ) ] به سوى شام گسيل كرد و اسامه را امير المؤمنين ناميد و عمر نيز هرگاه اسامه را مىديد ، به همين عنوان خطاب مىكرد . اسامه گفت : يا امير المؤمنين ، مرا چنين خطاب مىكنى ؟ عمر گفت : پيغمبر ( ص ) از دنيا رفت و تو امير من بودى ، پس تا زندهام تو را چنين خواهم ناميد . ( 4 ) لقب امير المؤمنين از خليفهاى به خليفهاى انتقال يافت و به ويژه بنى اميه و بنى عباس بر سر اين لقب رقابت داشتند و از ديگر حاكمان مسلمان ، آنكه خود را احقّ مىديد ، امير المؤمنين ناميده مىشد ؛ مثل ادريس بن عبد الله كه به وصيت برادرش محمد ، نفس زكيه ،
--> ( 1 ) . در فرهنگ حديثى شيعه ، به فرموده رسول خدا ( ص ) ، عنوان « امير المؤمنين » به على بن ابى طالب ( ع ) داده شده و اختصاص به ايشان دارد ، م .